مدح و شهادت حضرت رقیه سلاماللهعلیها
شاعر برای گفتن از این غم کمک میخواست روضه برای شرح این ماتم کمک میخواست آنقدر روی پیکـرش زخـم و کـبودی بود مرهم برای زخم از مرهم کمک میخواست از راه رفـتـنهـای او چـیزی نـمیگـویـم گاهی برای ایستادن هم کمک میخواست آتش میان خـیـمههـا افـتـاد و از آن روز شانه میان گیسوی درهم کمک میخواست در خاطرش آمد رباب آن روز از باران حتی به قدر بارشی نمنم کمک میخواست یـاد مـدیـنـه زنـده شـد در کـنـج ویــرانـه عمه برای غسل او آن دم کمک میخواست یـادش بخـیـر آن روز آخـر مــادر پـیـرم از من برای نصب یک پرچم کمک میخواست |